خانه تابستانی
Wednesday, May 11, 2011
:(
دلم برای تهمینه تنگ شده
دارم مینویسم و هر چیزی تمرکز چوسکی منو بهم میریزه..
دلم به درس خوندن های تهمینه افتاد وخیلی تنگ شد
No comments:
Post a Comment
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
صد سال به از این سالها، دفتر قشنگم
پنهان مشو از دلم هر کجایی
نگران کامپیوترم هستم. حرکات ریقویی از خودش نشون میده. این جوری نبود هیچ وقت. این سگی که تو این خونه هست آدم رو عاشق خودش میکنه بسکه میفهمه !...
هر ماه
هر دفعه یجور خودشو نشون میده.. یه دفعه با سر درد شدید و بی حوصلگی.. یه روز تمام تو تخت. یه دفعه سردرد ۳ روزه بدون تخت و یه روز دل درد. یه د...
همه چی آرومه
No comments:
Post a Comment