خانه تابستانی
Saturday, January 7, 2012
از امروز صبح
از حجم روزهای من یک تلفن و یک صدا کم شد
رفت
No comments:
Post a Comment
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
صد سال به از این سالها، دفتر قشنگم
پنهان مشو از دلم هر کجایی
نگران کامپیوترم هستم. حرکات ریقویی از خودش نشون میده. این جوری نبود هیچ وقت. این سگی که تو این خونه هست آدم رو عاشق خودش میکنه بسکه میفهمه !...
هر ماه
هر دفعه یجور خودشو نشون میده.. یه دفعه با سر درد شدید و بی حوصلگی.. یه روز تمام تو تخت. یه دفعه سردرد ۳ روزه بدون تخت و یه روز دل درد. یه د...
همه چی آرومه
No comments:
Post a Comment